جابجایی‌

دوستان، بین امروز تا ۲۰ آوریل آدرس این وب‌نوشت تغییر کرده و بار دیگر به زیر چتر ورد پرس خواهد رفت. در حال حاضر میزبان این وب‌نوشت «هوست گتر» است، اما واقیعت این است که با توجه به حجم کم فعالیت من ویژگی‌های متنوع این میزبان برای من کار آیی‌ چندانی ندارد و بنابر این کار کردن با ورد پرس راحت تر‌ خواهد بود.

انتقال به وردپرس قرار است که کاملا بی‌ دردسر و برای شما خوانندگان نامحسوس باشد. به این معنی‌ که با تایپ آدرس کنونی، به طور اتوماتیک به آدرس جدید منتقل خواهید شد. در محل جدید (که در واقع خانه‌ی قدیمی‌ این وب‌نوشت است) نیز شکل و شمایل ظاهری اندکی‌ متفاوت خواهد بود اما محتوا دست نخواهد خورد. چنانچه مطلب، دسته یا پیوندی جابجا شد، به مرور آنها را جایگزین و ترمیم خواهم کرد.

پس به امید دیدار شما بزودی در خانهی جدید قدیمی‌!!

این طرح زیبا کار دوست هنرمند وحید دست‌پاک است، که برای جلد کتابم زمانی‌ که احتمال چاپ کاغذی آن بود در نظر گرفته بودیم

چای گل رز

بهار در راه است و نوروز در همین نزدیکی. پس بلاگ را گرد و خاک میزدایم و به اشتیاق همراهی دوستان, از گلبرگهای رسیده از میمند دم نوشی ساخته و به جان میزنم.


ادامهٔ این نوشته را بخوانید

سفر بهاری در ایران

با سلام و درود به شما و به بهار در انتظار،

عکس‌هایی‌ که در گالری  زیر می‌بینید رو سال پیش خواهرم در ایام بهاری در چندین شهر ایران، از جمله شیراز، یزد، بوشهر، درگهان و تهران گرفته. فکر می‌کنم اگه مثل من سالهاست خارج از ایران به سر میبرید اما مزه و حال و هوای عید و بهار رو در کوچه و بازار‌ها به یاد دارید، این عکسها خیلی‌ بهتون بچسبه.

A Food Trip in Iran from Afsaneh Hojabri on Vimeo.

قلیه ماهی‌

قبل از هر چیز بهاران فرخنده و نوروزتون پیروز!

به یاد اون سالها که ایام عید میرفتیم بوشهر و قلیه ماهی‌ اصیل و درجه یک به بدن میزدیم که حتا همون موقع هم قدرشو می‌دونستیم، امسال به بهانه‌ی همایش وبلاگ نویسان انگلیسی زبان ایرانی‌ تبار برای پست دسته جمعی نوروز ۱۳۹۵، این غذای کمتر شناخته شده اما بسیار پرطعم و بو رو انتخاب کردم. قلیه میگو رو قبلن اینجا معرفی کرده ام وراستش رو بخواهید ترجیحش میدم چون در دیار غربت ماهی‌ مناسب قلیه ماهی‌ اونجور که باید و شاید تا به حال گیرم نیامده اما اینبار با ماهی‌ سامون درست کردم و بد هم نشد. به هر رو، قدم به قدم در زیر در خدمت شما ادامهٔ این نوشته را بخوانید

پیش‌غذا‌های سالم زمستانی

این دو جور پیش غذا که دست بر قضا خیلی‌ هم سیر کننده هستند بسیار لذیذ و تهیه اونها راحت هست اولیش با «کی‌-نو‌وا» و کدو کبابی درست میشه و دومیش با عدس و آواکادو. بریم بر سر اولیش

 کی‌-نو-‌وا و کدو کبابی برای یک کاسه کوچک که پیش غذای ۲-۳ نفرباشه: نیم فنجان کی‌-نو-‌وا ارگانیک (که دانه ایست شبیه «کوس کوس» و در بخش بین‌الملل برخی‌ سوپر مارکت‌ها پیدا میشه) اگه کی‌-نو-‌وا رو نیمی سفید و نیمی قرمز بگیرید بهتره، اما اگه گیرتون نیامد همه‌ش سفید باشه هم در مزه‌ش چندان تفاوتی نداره. یک فنجان آب. یک کدو متوسط که به سه‌ برش طولی تقسیم شده باشه. یک پر سیر، پوست گرفته و له‌ شده. نیم قاشق غذا‌خوری روغن زیتون. نیم قاشق غذا‌خوری آب‌لیمو تازه. اندکی‌ نمک. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

هویج پلو با مرغ برای شب یلدا

تا جایی‌ که من میدونم برای شب یلدا، این سنت گران‌مایه‌ی ایرانی‌ و زاد روز خورشید و مهر که همه می‌دونیم بلندترین شب سال است، سوای میوه‌هایی‌ مانند هندوانه و انار و خرمالو و تنقلاتی مانند آجیل شیرین و شیرینی‌‌هایی‌ مانند باسلوق، «غذای اصلی‌» خاصی‌ مرسوم و شناخته شده نیست. با این حال، حس و حال این شب به من حکم کرد که به مناسبت همایش وبلاگ‌نویسان انگلیسی زبان ایرانی‌ تبار برای پست دسته جمعی یلدای امسال، غذایی رنگین با طعمی‌ اندکی‌ شیرین درست کنم. و نتیجه هویج پلو شد که شیارهایی به رنگ پرتو آفتاب داره، که نماد روزهای بلند‌تر در پیش روست 🙂

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

سوپ‌های رنگارنگ سبزیجات

تجربه‌ی من اینه که کلن سوپ به عنوان پیش‌غذا و خارج از مواقعی که سرما خورده ایم، در بین ما ایرانی‌ها زیاد طرفدار نداره و طبعن نمونه‌های فراوانی‌ هم در آشپزی ایرانی‌ براش نداریم.  شاید برای اینه که ما آش داریم درعوض! به هر رو، من عاشق سوپم بخصوص انواع غیر متعارفش ، بخصوص وقتی پاییز و زمستون از راه میرسه.

هفته‌ی پیش مقدار زیادی سبزیجات پاییزی خریده بودم و هوس رنگ آمیزی در قالب آشپزی، یا بهتره بگم «سوپ‌پزی» کردم. نتیجه این شد که در زیر می‌بینید و می‌خوانید. وجه مشترک سه‌ سوپ زیر علاوه بر اینکه همگی‌ وجترین هستند، اینه که اولا خیلی‌ سریع تهیه میشن و در مخلوط‌کن (بلندر) ریخته شده و حالت غلیظ و ‌یک دست دارند. از هر جور سبزیجات در دست یا دوست دارید میتونید استفاده کنید. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

کیک کدو حلوایی

کدو حلوایی که در جنوب ایران بهش کدو سواحلی هم میگن، برای من از سبزیجاتیه که فقط در این فصل یعنی‌ اواخر پاییز جزو لیست غذاهام قرار میگیره، که خوب علت اصلیش اینه که در این فصل انواع و اقسامش در بازار زیاد به چشم می‌خوره. از جمله برای هالووین که دیگه همه‌ی قفسه‌ها از کدو پر میشه.

اما امسال تصمیم گرفتم از کدو حلوایی‌های آخر فصل، پوره بسازم و در فریزر نگه دارم که در طول تمام سال نیز برای آش و کیک استفاده کنم. دستور تهیه‌ی پوره رو آخر همین پست می‌گذارم چون هم برای این کیک لازم داریم و هم برای یک جور سوپی که دفعه‌ی بعد می‌خوام توضیح بدم. امیدوارم شما هم مثل من مزه ی این سبزی پر خاصیت رو دوست داشته باشید. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

خاطره‌ی عطر

اینکه با حس کردن بویی به یاد زمان و مکان و خاطرات خوب یا بد، گاهی‌ در گذشته‌های بسیار دور، و گاه به همراه هجوم احساسات میافتیم، اتفاقی‌ ‌ست که فکر می‌کنم کم و بیش برای همه تکرار میشه، مثل بوی گٔل سنبل که برای من با سفره‌ی هفت سین یکی‌ شده، یا بوی میخک که منو به دوران نوجوانی و به مطب دندان ساز میبره، 

یا مثلن همه ی بوهایی که فرهاد در ترانه ی جاودانه ی «کودکانه«  بر میشماره و نسل من باهاشون همذات پنداری میکنه، بخصوص یا اون بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب!  ادامهٔ این نوشته را بخوانید

دلمه برگ کلم گیاه خواری، به بهانه‌ی مهرگان ۲۰۱۵

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان
ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن
نوحه کنان از هر طرف صد بی زبان صد بی زبان
هرگز نباشد بی سبب گریان دو چشم و خشک لب
نبود کسی بی درد دل رخ زعفران رخ زعفران ادامهٔ این نوشته را بخوانید