غذای خیابانی یا غذا در خیابان

رادیو کوچه

افتتاح وانت غذا در مونترال به سبکی دیگر!

الان چندین و چند ماهه که مطبوعات چاپی‌ و آنلاین شهر ما یک خبر بزرگ و هیجان انگیز خوردنی رو اعلا‌ن کرده و مردم شهر نیز منتظر روز وعده داده شده که همین پنجشنبه گذشته بود بودند.  خبر این بود که از تاریخ ۲۰ جون ۲۰۱۳ ممنوعیت فروش غذاهای خیابانی در مونترال برداشته شده و مردم مونترال هم مثل ساکنان دیگر شهر‌های بزرگ و با‌حال امریکای شمالی، مانند نیویورک و تورنتو، قادر خواهند بود که غذاهای مثل‌هات داگ و همبرگر و سیب‌زمینی سرخ‌کرده رو از وانت‌های سیار خریداری کنند. ..

اگه تعجب کردید که «مگه قبلن نمی‌شد!؟» باید بگم که تعجبتون بجاست، و از ۶۶ سال پیش به این طرف فروش غذاهای خیابانی در استان کبک ممنوع بوده (البته به استثنای غذاهای گرم و سردی که روی گاری در مراسم ویژه و جشنواره ها ارایه میشه. حساب اونها جداست) . دلیلی‌ که برای این ممنوعیت عنوان می‌شد این بود که چون کنترلی روی تهیه این‌جور غذاها نیست میتونه برای سلامتی مصرف کننده‌ها مضر یا حتا خطرناک باشه.

وظیفه شخصی حرفه‌ای تفریحی خودم دونستم که حتمن در این افتتاحیه شرکت کرده و گزارشی تهیه کنم، که کردم.

برداشتن ممنوعیت غذا فروشی سیار در مونترال یک پروژه آزمایشی‌ ‌ست  و از این رو در چارچوب بسیار کوچک انجام شده. به این معنی‌ که شهرداری فقط  نه مکان خاص در مرکز شهر رو تعیین کرده که وانت‌ها بایستند و غذا بفروشند. صاحب این وانت‌ها طبعن باید اول از شهرداری اجازه کسب کنند اما اجازه رو به هر کسی نمی‌دهند ، بلکه طرف باید صاحب رستوران باشه ، اون هم نه هر رستورانی، بلکه رستوران کیفیت بالا! دیگه اینکه، غذا رو فقط توی وانت باید حمل کنند. توی گاری و این حرفها قبول نیست. می‌-بینید که دنگ و فنگش زیاده و به همین دلیل از همون شروع اعلان، برخی‌ منتقدان و طرفدار اقدامات مردمی تر میگفتند کلّ این پروژه نقض غرض ست چرا که فلسفه‌ی وجودی غذای خیابانی در دل شهر‌های بزرگ و متمول در دسترس بودن، ارزان بودن و بی‌ غل و غش بودن اونهاست، وگرنه که خوب برای نمایش فرهنگ آشپزی فرانسوی و کبکی رستوران سر باز در سرتاسر شهر زیاده.

پنجشنبه۲۰ جون، روز افتتاحیه، نقشه بدست، دوربین و ضبط‌صوت در کوله‌ پشتی‌، و با شکم خالی‌ به مرکز شهر و به سمت استقرار برخی‌ از این وانت‌ها رفتم و از نه‌ مقر، به چهار جای اون‌ها سر زدم (که البته یکی‌ غایب بود و فقط جاش روی زمین وانت و قاشق چنگال کشیده بود). از شما دعوت می‌کنم به عکسهایی که در سایت رادیو کوچه در صفحه افسانه‌خانه گذاشته‌ام نگاه کنید شاید بیش از توصیف من گویا باشه. در مجموع، استقبال قشر مرفه از این واقعه خیلی‌ زیاد بود  (کنار یک مرکزتجاری، یه صف ۲۰۰ نفره جلوی یه وانت که فقط سه‌ نفر در اون کار میکردند کشیده شده بود) همینطور پوشش خبری عجیب و غریبی گرفته بود و خبرنگار بود که با ملت بشقاب بدست گفتگو میکرد. بوی غذایی به مشام من نخورد اما چون گویا در این پروژه، غذاها رو باید از قبل تهیه کنند و به محل بیاورند و اونجا گرم کنند فقط.  مزه؟ راستش مردم تعریف میکردند، اما من فرصت نداشتم که دو ساعت توی صف بایستم – دست کم دو ساعت. اما همه چیز خیلی پاستوریزه و «های کلس» بنظر می‌آمد.

 در مجموع باید بگم نظر من به نظر منتقدان نزیک‌تره! به نظر من هم ایده غذای خیابانی غذای «جانک» و ارزون و راحته که هر دانشجو، هر توریست، هر عابر، حتا هر بی‌خانمان بتونه سر پایی‌ سریع‌ گازی بزنه و حالش رو ببره و رد شه بره پی‌ کارش. غذای خیابانی اگه قرار باشه سوسیس «گورمه» باشه، که به هشت دلار فروخته بشه، به همراه نصف لیوان آب شنگولی‌ به سه‌ دلار، شاید هم خیلی‌ جالب توجه باشه، اما از ایده جا افتاده غذای خیابانی به دوره

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: