گسترش بوته‌ی امید‌

در جشن نوروزی امسال در مدرسه دهخدا، با گروه «امید» آشنا شدم – گروهی در مونترال که به نفع کودکان مبتلا به سرطان در ایران کار و کوشش می‌کند. در غرفه نوروزی گروه امید علاوه بر فروش وسایل نوروزی، که در صدی از عایدی آن به کودکان مبتلا به سرطان در ایران تعلق می‌گرفت، گلدان‌های کوچک حسن یوسف هم اختصاصأ برای جمع آوری کمک‌های مالی به این کودکان به فروش می‌رسید.

به گوش و نگاه من، این گلدان‌های لاغر و نسبتن کم جان امید ، نیاز به مراقبت و عشق را فریاد می‌زدند. پس، یکی‌ را خریدم و تا جایی‌ که میشد و آسیب نمی‌دید در کیسه نایلون بسته بندی کردم چرا که راه خانه با اتوبوس و مترو نزدیک به دو ساعت بود و سرمای آن روز به منهای ۱۰-۱۲می‌رسید. دو شاخه‌ی حسن یوسف هر چند نحیف، اما رنگین و زیبا بر سر سفره نوروزی ما نشستند. و پس از آن هم هر چند نیمه‌خواب و نیمه بیدار، اما زمستان را دوام آوردند.

تا این‌که آن روزگار گذشت همان‌طورکه گری مور می‌گوید، » با برگ‌های خزان خداحافظی کن…، یک روز آفتاب بر تو خواهد تابید». …

One Day – Gary Moore

بله، هوا که گرم‌تر شد، گیاه اصلی‌ به خاک و خانه بزرگ و پر غذا منتقل شد، قلمه‌هاش در آب ریشه‌های سفید و بلند زد و به خاک بازگردانیده شد و حسن یوسف صبور ما امروز پر رنگ و پر حیات و نشاط به گلدان نشسته و هر روز، دستمزد مرا با پراکندن امید میدهد.

Advertisements

2 پاسخ به “گسترش بوته‌ی امید‌

  1. Nei Rang اوت 15, 2013 در 3:49 ب.ظ.

    «حسن» یوسفتان فزون
    باغ امیدتان بی خزان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: