بالاخره گرما!

بالاخره بعد از یه زمستون سرد و سخت و دراااز، چهره شهر ما عوض شد و رنگی‌ به مغازه‌ها و خیابون‌ها حتا به سر و شکل مردم دوید- از شهر ما، منظورم مونترال هست البته. اون پوتینی که شش ماه از سال به پامونه رو موقتن به گوشه‌ای پرت کردیم که ذوق کنون بریم گل و گُل بخریم واسه باغ و باغچه، میوه‌ی تابستونه و کباب منقلی حال کنیم  «فصل ، الان فصل گوجه و سیب و خیارو بستنیست…. «

 خلاصه  می‌خواستم چند جمله پر مغز در خصوص اینکه زندگی‌ هم همینه و اونچه منتظرشیم میاد و زود میره، و بهتره قدرشو بدونیم، و این حرفها بنویسم بعد دیدم خیلی‌ کلیشه و شعاره. گفتم بی‌خیال شم برم هوایی بخورم بگذارم شما هم این عکسهایی رو که گرفته م  نگاهی‌ بکنید. تابستون خیلی‌ خوبی‌ داشته باشید!

عکس‌های بیشتر در زیر

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: