سفر به پرو

امسال، من و همسرم برای تعطیلات دو هفته‌ به کشور پرو رفتیم. در این مدت اگرچه ساکن شهر «کوزکو» بودیم و از موزه‌ها و کلیساها و موزیک و خوراک و فرهنگ این شهر باستانی و زیبا لذت می‌بردیم،  مرتب با تورهای یک یا دو روزه به اطراف و اکناف این شهر نیز سفر میکردیم و در نتیجه از نزدیک با گوشه‌ای از آثار باستانی  «اینکاها» و طبیعت بی همتای امریکای جنوبی آشنا شدیم . شکوه کوه‌های «آند» را لمس کردیم و به زیارت «ماچو پیچو» ی افسانه ای رفتیم. در دو ویدئو کلیپ زیر (هر یک حدود پنج دقیقه) چکیده‌ای از این سفر رو با شما به اشتراک گذشته ام. امیدوارم بپسندید و اگر تا به حال به پرو یا کشورهای همسایه‌ی آن نرفته اید، با دیدن این تصاویر آهنگ سفر کنید.

چند کلام درباره ی آنچه نمی‌بینید:

آثار وجود اولین انسانها در پرو به ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد و شواهد زیادی وجود دارد که جوامع اولیه ساکن آن منطقه از دانش و مهارت‌های بالایی‌ در کشاورزی، آبیاری، و مهندسی‌ سنگ برخوردار بودند. امپراتوری ثروتمند و قدرتمند «اینکاها» در قرن پانزدهم تاسیس شد که مرکز آن شهر «کوزکو» بود. در قرن شانزدهم قشون‌ اسپانیایی‌ ها به امریکای جنوبی لشکر کشی‌ کرده و نه تنها امپراتوری «اینکا» را در هم شکسته و همه‌ی ثروت آن را چپاول نمودند، بلکه طی‌ دو سده‌ی آتی یعنی‌ تا قرن هجدهم، موفق شدند هر گونه مقاومت مردم بومی را سرکوب کرده و رفته رفته زبان و مذهب مردم «آند» را با زبان اسپانیی و مسیحیت جایگزین کنند. البته از قرن نوزدهم و بدنبال جنگ‌های استقلال همه‌ی کشورهای امریکای جنوبی از جمله پرو از یوغ استعمار آزاد شدند. امروز اما اقلیت بسیار کوچکی از مردم پرو به زبان بومیهای «اینکا» صحبت کرده و یا به از آن مذاهب پیروی میکنند.  امروزه شهر “کوزکو» نیم میلیون جمعیت دارد که طبق گفته راهنمای تور ما  ۸۰% اقتصاد آن به صنعت گردشگری وابسته است. بیشتر کلیسهای شهر “کوزکو»  بر روی معابد باستانی «اینکاها» و با ثروت آنان ساخته شده و بسیار زیبا و پر شکوه و جلال هستند. آثار تمدن و تاریخ کهن این سرزمین نه تنها در کلیساهای امروزی “کوزکو» ، که در گوشه گوشه‌ی شهر در بازمانده های بناها و موزه‌های شهر هویداست و از ستم استعمارگران سخن میگوید.

به استثنای بخش کوچکی از شهر («هیستوریک سنتر») که مرکز جنب و جوش و شامل ده‌ها بنای تاریخی‌ و شاید صدها فروشگاه صنایع دستی‌ و هتل و رستوران و موزیک زنده است، بقیه‌ی شهر “کوزکو» بی‌ زرق و برق است و با یک تور دو ساعته اتوبوس بی‌ سقف بخوبی می‌توان میزان فقر و همینطور ملایمت و آرامش مردم را حس کرد.

اکتبر، یعنی‌ ماهی‌ که ما به “کوزکو»سفر کردیم آخرین ماه فصل خشک این منطقه محسوب میشود. از نوامبر به مدت شش ماه فصل بارانی است. بخت هم با محاسبات ما همیاری کرده بود و در تمام ۱۵ روز اقامت ما تقریبا تمام مدت آسمان نیلگون و آفتاب سوزان و شب‌های مهتابی داشتیم. دمای هوا هم در شب و سحر ۲ یا ۳ درجه‌ی سانتیگرد بالای صفر بود اما در نیمه روز به ۲۳ درجه میرسید، که دقیقا مطابق انتظار و پوشاک ما بود. شهر «کوزکو» در ارتفاع ۳۳۰۰ متری قرار گرفته که برای بیشتر مسافر‌ها، دست کم در چند روز اول ورود، ممکن است موجب خستگی‌ مفرط، تنگی نفس و یا در حالت‌های شدیدتر موجب ارتفاع زدگی (کمبود اکسیژن، تهوع، سردرد) شود. حال در نظر بگیرید که این شهر در کوهپایه نیز بنا شده و پیمودن هر کوچه‌ای مانند بالا رفتن از یک ساختمان دو طبقه است!! اما وحشت نکنید، راه چاره این است که یکی‌ دو روز اول فعالیت زیادی نکنید و همینطور به توصیه‌ی محلی‌ها گوش کرده و مرتب چای «برگ کوکا» نوش جان کنید 😉

Advertisements

ماهی‌ دودی خارج فصل

من به تازگی کشف کرده‌ام که بیشتر سوپر مارکت‌های شهرمون تمام سال ماهی‌ سفید دودی می‌آو‌رند و به شدت ذوق زده شده ام. یعنی‌ سال‌های ساله که ما در دیار غربت سالی‌ یک‌باربرای نوروز ماهی‌ دودی از مغازه‌ی ایرانی‌ گیر میاریم و می‌خوریم. با این کشف تازه‌ی من اما متوجه شدم که ماهی‌ دودی «خارج از فصل» خیلی‌ هم خوشمزه ست و واقعا دست کم سالی‌ چند بار خوردن داره. بخصوص اینکه این نوع ماهی سفید دودی که عکسش رو در زیر تر‌ ملاحظه می‌کنید اونقدر که ما عادت داریم شور یا پر مزه نیست و در نتیجه میشه به تنهایی‌ (بدون همراهی ماهی‌ دیگری) با چلو یا پلو سرو بشه.

خلاصه به همین مناسبت بود که فکر کردم پست مفصل‌تری در خصوص طرز تهیه‌ی ماهی‌ دودی بگذارم. اینجا هم هست البته به اختصار. اگر هوس سبزی پلو هم داشتید با این ماهی‌ که به همون پست مراجعه بفرمائید. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آب

کوکو کدو

همونطور که دفعه پیش قول دادم، دستور کوکو کدو رو در زیر، بدون مقدمه چینی‌، خدمت شما عرض می‌کنم.

این کوکو رو میتونید با کوکوی سبز یا زرد درست کنید، دستورش تفاوتی‌ نداره. و مثل کوکو سیب‌زمینی یا کوکو سبزی به عنوان یک غذای سبک در کنار سبزی و سالاد یا ماست نوش جان کنید.

مواد لازم: ادامهٔ این نوشته را بخوانید

کدو خانگی و راه های استفاده

گفته شده دو بوته‌ی بالغ و سر حال کدو،  نیاز‌ کدو خوری یک خانواده‌ی چهار نفره رو در طول تابستون تامین میکنند. ما که الان دو نفر بیشتر نیستیم،و امسال سه‌ بوته‌ کدوی زرد  خیلی‌ بارور داریم بنابراین عرضه بیش از تقاضا شده حسابی جوری که عملن هر روز که میرم تو حیاط بی کدو برنمیگردم.

هر کدو هم اونقدر سریع رشد میکنه که گاهی فکر میکنم اگه یه خورده حوصله کنم بنشینم روبروش بزرگ شدنش رو جلو چشمام میبینم. جالب اینکه این کدوها هر چقدر هم بزرگ میشن تخم دار نمیشن و تازه و ترد باقی میمونن. همین فراوانی‌ محصول بود که به فکر افتادم راه‌های دیگری علاوه بر خورش کدو برای مصرف کدو پیدا کنم. اینجا چند جور از راه‌هایی‌ که میشه کدو قلمی زرد یا سبز رو پخته و خام خورد رو میگم: ادامهٔ این نوشته را بخوانید

پیش‌غذا با کدو، لوبیا سفید و زردچوبه

این پیش‌غذا یا همراه‌غذا نه تنها آسم خاصی‌ نداره (بنابر این با مواد سازنده‌ی اون ازش نام میبرم)، بلکه کاربرد اون به عنوان «دیپ» رو هم نمیدونم به فارسی چجوری باید گفت!؟ اما عوضش تا دلتون بخواد خوشمزه و ساختنش آسونه.

مواد مورد نیاز: ادامهٔ این نوشته را بخوانید

مربای توت مخلوط

این مربا از مخلوط توت‌فرنگی، توت سیاه، تمشک و توت آبی‌ «بلو بری» ساخته شده، میوه‌هایی‌ که در انگلیسی زیر چتر خانواده‌ی توت نام‌گذاری شده‌اند و همگی‌ هم فصل هستند. همین‌طور، این مربا رو من بدون شکر سفید درست کرده‌ام و شیرینی‌ اون رو با مقدار کمی‌ شکر قهوه‌ای (که گویا سالم تره) و شیره‌ی درخت افرا یا همون «میپل سیروپ» که از محصولات معروف کانادا ‌ست بدست آورده ام. ساخت این مربا خیلی‌ ساده ‌ست و فقط به اندکی‌ زمان نیاز داره.

مواد لازم (برای سه‌ شیشه‌ی کوچک – ۱/۴ لیتری – مربا) ادامهٔ این نوشته را بخوانید

شکار لحظه۳۰

۲۱ ژوئن طولانی‌ترین روز سال در نیمکره شمالی: دریاچه‌ی دو کوه «لاک ده دو مونتن»، مونترال ساعت  ۸:۴۷ بعد از ظهر

خورشت کاری گیاه‌خواری

اگه مزه‌ی پودر کاری رو دوست دارید، چه گیاهخوار هستید چه نیستید، پیشنهاد می‌کنم این خوراک رو امتحان کنید. من یک بار اینو در یک رستوران هندی خوردم و با کمی‌ تغییرات تو خونه اجرا کردم و به مرور به مزه و شکل دلخواهم رسیدم. من به عنوان خورشت درست می‌کنم در کنار برنج سفید.

مواد لازم (برای ۴ نفر) ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آغاز فصلی دیگر

آخر هفته‌ای که گذشت یعنی‌ ۲۱ می، در کانادا و مونترال به «ویکتوریا دی‌‌» نامیده میشه و تعطیل عمومی‌ هست. این روز مصادف با آغاز فصل باغبانی هم هست چرا که تا قبل از این تاریخ زمین یخ زده هنوز پذیرش پروراندن زندگی‌ جدید در خود رو نداره. از چند روز قبل، تقریبا همه‌ی فروش‌گاه‌های زنجیره‌‌ای بزرگ بساط خاک و گٔل و گیاه فروشی خود رو در فضای آزاد و به روی مردم بسیار مشتاق باز میکنند. و حتا شهرداری‌های شهرک‌های مختلف خاک و کود و چند نمونه گٔل و گیاه به رایگان به ساکنان اون منطقه میدهند. باغبان‌های کهنه کار معمولاً گٔل و گیاه خودشون رو از دست گٔل‌خانه‌های کوچک و بزرگ شهر خریداری می‌کنند که هم از تنوع و هم از کیفیت بالاتری برخورداره. خلاصه هر کسی‌ به اندازه‌ی نیاز خودش یا مناسب با فضای گلکاری خودش در این هنگامه‌ی رنگارنگ جوش و خروش که در ضمن یکی از سر زنده‌ترین و زیباترین چهره‌های شهر ما نیز هست شرکت میکنه.لطفا روی اولین تصویر زیر کلیک کنید تا این چند عکس از هفته‌ی گذشته رو به صورت گالری مشاهده کنید

ادامهٔ این نوشته را بخوانید