بایگانی دسته‌ها: کتلت هم کتلتهای قدیم!

کتلت هم کتلتهای قدیم!

یادش بخیر اون ساندویچ فروشی دم فلکه ‌ستاد چه ساندویچ کتلت‌هایی داشت، کتلتهای اندازه دمپایی که شاید پَر گوشتی بهش خورده بود، همش سیب‌زمینی بود ‌و‌ زردچوبه که توی یه خروار روغن خدا می‌دونه چقدر مونده سرخ شده بود، چقدر به دهن ما خوشمزه بود. از راه مدرسه می‌رفتیم می‌خوردیم تو خونه هیچی‌ نمی‌گفتیم چون دعوامون می‌کردن می‌گفتن مریض می‌شید، اسهال می‌گیرید و فلان و به‌مان. هیچ هم مریض نمی‌شدیم! اون ریحون‌های کنار کباب رو هم نمی‌ذاشتند بخوریم می‌گفتن توی جوب شسته شده، ولی‌ خداییش چقدر خوشمزه بود. نه اینکه حالا دوریم یادشون رو به خیر می‌کنم‌ها. نه، همون موقع هم خیلی‌ حال می‌کردم.

انی وی، کتلت رو که خودتون واردید هر کسی‌ یه جوری درست می‌کنه، اما همه جورش بنظر حقیر خیلی‌ خوبه. خوبیش هم تنها به مزه ش نیست، به اینه که یه جور غذای دور همی‌ و پر خاطره‌ای ‌ست واسه من: غذای روزهای اسباب کشی‌ (که یکی‌ درست کنه برات بیاره)، غذای روزهای پیک نیک‌، با چلو، با نون، ساندویج، سرد، گرم، یه چیز استثنایی هست خلاصه هر چند که بنظر پیش پا افتاده می‌اد. حالا نمی‌دونم طرز تهیه ش رو هم بنویسم یا نه!؟ انگلیسیشو واسه انگلیسی زبانهای علاقمند به آشپزی ایرانی نوشته‌ام. ببینم فارسی زبونی پیدا می‌شه ندونه چجوری باید درست کرد؟ اگه بود، بروی چشم، اضافه می‌کنم!؛

خوب این هم طرز تهیه من به درخواست نی‌‌ رنگ و مهدی عزیز

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements