بایگانی دسته‌ها: باغچهٔ و باغبانی!

آغاز فصلی دیگر

آخر هفته‌ای که گذشت یعنی‌ ۲۱ می، در کانادا و مونترال به «ویکتوریا دی‌‌» نامیده میشه و تعطیل عمومی‌ هست. این روز مصادف با آغاز فصل باغبانی هم هست چرا که تا قبل از این تاریخ زمین یخ زده هنوز پذیرش پروراندن زندگی‌ جدید در خود رو نداره. از چند روز قبل، تقریبا همه‌ی فروش‌گاه‌های زنجیره‌‌ای بزرگ بساط خاک و گٔل و گیاه فروشی خود رو در فضای آزاد و به روی مردم بسیار مشتاق باز میکنند. و حتا شهرداری‌های شهرک‌های مختلف خاک و کود و چند نمونه گٔل و گیاه به رایگان به ساکنان اون منطقه میدهند. باغبان‌های کهنه کار معمولاً گٔل و گیاه خودشون رو از دست گٔل‌خانه‌های کوچک و بزرگ شهر خریداری می‌کنند که هم از تنوع و هم از کیفیت بالاتری برخورداره. خلاصه هر کسی‌ به اندازه‌ی نیاز خودش یا مناسب با فضای گلکاری خودش در این هنگامه‌ی رنگارنگ جوش و خروش که در ضمن یکی از سر زنده‌ترین و زیباترین چهره‌های شهر ما نیز هست شرکت میکنه.لطفا روی اولین تصویر زیر کلیک کنید تا این چند عکس از هفته‌ی گذشته رو به صورت گالری مشاهده کنید

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

گسترش بوته‌ی امید‌

در جشن نوروزی امسال در مدرسه دهخدا، با گروه «امید» آشنا شدم – گروهی در مونترال که به نفع کودکان مبتلا به سرطان در ایران کار و کوشش می‌کند. در غرفه نوروزی گروه امید علاوه بر فروش وسایل نوروزی، که در صدی از عایدی آن به کودکان مبتلا به سرطان در ایران تعلق می‌گرفت، گلدان‌های کوچک حسن یوسف هم اختصاصأ برای جمع آوری کمک‌های مالی به این کودکان به فروش می‌رسید.

به گوش و نگاه من، این گلدان‌های لاغر و نسبتن کم جان امید ، نیاز به مراقبت و عشق را فریاد می‌زدند. پس، یکی‌ را خریدم و تا جایی‌ که میشد و آسیب نمی‌دید در کیسه نایلون بسته بندی کردم چرا که راه خانه با اتوبوس و مترو نزدیک به دو ساعت بود و سرمای آن روز به منهای ۱۰-۱۲می‌رسید. دو شاخه‌ی حسن یوسف هر چند نحیف، اما رنگین و زیبا بر سر سفره نوروزی ما نشستند. و پس از آن هم هر چند نیمه‌خواب و نیمه بیدار، اما زمستان را دوام آوردند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

طیف سفید باغچه من

 

کاشت و داشت و برداشت سبزیجات: یک پست دنباله‌دار

رسید اون وقت سال که نمیشه در مقابل کار در باغچه مقاومت کرد، که میشه به چند هفته و ماه آینده – توی بالکنی و حیاط دست کم امید بست. من توی حیاط پشتیم دو تا باغچه آفتاب‌گیر دارم که یکیش رو به گلهای هرساله (پرنیال) اختصاص داده‌ام، و دیگری رو به سبزیجات. از گل‌هام قبلن زیاد نوشته ا‌‌‌م. این‌جا و این‌جا مثلا.  این بار می‌خوام با کمک شما به سبزیجات بپردازم چرا که شدید توی مود آشپزی و غذا افتاده‌ام و امید دارم با سبزیجات تازه رنگ و بوی جدیدی به سفره‌ام بدم.

عارضم خدمت شما در ولایت ما، مونترال، آخر هففه طولانی‌ ۲۰ می‌،» ویکتوریا دی‌» به باغبابی اختصاص داره. چرا؟ چون طبق نظر کارشناس‌ها این زمانیست که خطر یخ زدگی زمین برطرف شده (بعله تا اون موقع میشد اینجا یخ بزنه!). با علم بر این موضوع، اولین قدم رو برای آماده سازی باغچه دو هفته قبل از اون تاریخ برداشتم. در زیر، قدم به قدم مراحل باغبانی و سبزیجات کاری رو لیست می‌کنم، وهمینطور که زمان می‌گذره، قدمهای بعدی رو زیر همین پست اضافه خواهم کرد. ناگفته پیداست که زمانهای یاد شده‌ی مناسب برای برداشتن هر قدم مربوط به آب و هوای مشابه مونترال یا «زون» پنج هست.  با اینحال شاید بعضی‌ نکات برای دوستانی که در آب و هوای متفاوتی زندگی‌ میکنند نیز قابل توجه باشه.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

هم سردشه، هم سبزشه

هر سال همین داستانه. اواخر می بوته‌های کوچک گوجه فرنگی‌ رو می‌کارم، دو ماهی‌ طول میکشه تا به بار بنشینند مدتی‌ ما رو حسابی‌ مشعوف میکنند و این موقع‌ها که میشه همچنان پر از گوجه فرنگی‌ هستند. اما سرما رسیده و این‌ها هنوز سبزند! باید بچینم و بیرم توی خونه وگرنه سرما نابودشون میکنه. توی خونه اگر همینطور نشسته یک جای خنک بچینمشون ۶۰-۷۰ در صدشون بالاخره قرمز می‌شند. اما اون مزه‌ای که اگه سر درخت می‌رسیدند رو نخواهند داد البته

عکسهای متحول شدن شون رو دیرتر به اشتراک می‌گذارم، یا به همین پست اضافه می‌کنم.  ادامهٔ این نوشته را بخوانید

عشق و گوجه فرنگی‌ خانگی

این  موسیقی‌ کانتری میگه: فقط دو چیز هست که با پول نمیشه خرید: عشق واقعی‌ و گوجه فرنگی‌ خانگی! خیلی‌ قشنگ گفته، اما من میگم ریحان ایرانی‌ که در باغچه کاشتی (اون هم خارج از ایران)  رو هم  نمیشه با هیچ پولی‌ خرید!  🙂

آخه این بچه خیار ذوق نداره!؟

آخه این بچه خیار ذوق نداره، آخه این فلفل چاق، آخه این انگور کال، آخه بادمجون سرخ ذوق نداره؟؟ نه واقعا، شما بگید، ذوق نداره؟؟ 🙂

مراقبت از اطلسی و خانواده ش!

خب اول از همه خدماتتون عرض کنم من یه خورده گشتم ببینم اسم فارسی این گلهایی که شبیه اطلسی هستند اما کوچکتر و رنگارنگ تر و کم بو ترند  به فارسی چیه.  ظاهراً اسمش توتون زینتی هست، اما مطمئن نیستم. به هر حال همینی که توی عکس می‌بینید. این عکس رو هم از یک گلفروشی که در طول تابستان چادری میزنه و اون زیر بساطش رو پهن کرده و روح  ما رو جلا میده گرفتم.

غرض از این پست اینکه، این گلها ی بسیار زیبا هم بکار توی باغچه کاشتن میخورند و هم میشه برای گلدانِ آویز ازشون استفاده کرد. چند تا نکته در موردشون بگم شاید بدردتون بخوره: گرما دوست و آفتاب دوست هستند. خاکشون مثل هر گیاه دیگری باید کود دار و خالی‌ از آفت باشه. همچنین خاک این گل بایدهمیشه مرطوب نگه داشته بشه هر چند که اگه مدتی‌ خشک بمونه طاقت میاره. چیزی که برای من جالب بود اینه که کندن گلهای خشک شده این گل (و همینطور اطلسی) باعث می‌شه گیاه مجددا غنچه بده و پر گل تر بشه. پس هر وقت از کنارش رد میشید  گلهای خشک شده رو با ملایمات از لابلاش بکنید و دور بریزید. هم قشنگ تر میشه و هم باعث ازدیاد گل هاش.

کاشت نشا فلفل در گلدان

بنا به تجربه محدود باغبونی من بعضی‌ از سبزیجات مثل گوجه فرنگی‌ و خیار و کدو رو بهتره حتما در باغچه کاشت. سبزی خوردن رو هم با وجود اینکه قد و هیکلی نداره اما توی گلدون خوب در نمیاد و حتما برای رشد زمین باغچه رو می‌خواد. اما انواع مختلف فلفل سبز رو اگر در گلدان بزرگ بکارید خیلی‌ بزرگ و پر بار می‌شه. حتا از نشائی که در باغچه کاشته شده هم بزرگتر میشه. این برای کسایی‌ که در آپارتمان زندگی‌ میکنند و باغبونی تابستونه رو توی بالکن انجام میدان خبر خوبیه. همینطور برای کسانی‌ که باغچشون ممکنه الان آماده کاشت نباشه یا به اندازه کافی‌ جا نداشته باشه. فقط چند نکته هست که باید رعایت بشه…

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

لاله و سنبل رو دوباره بکارید

اگر در آب و هوای شبیه مونترال که زون ۵ باغبانی محسوب میشه زندگی‌ می‌کنید، میتونید اون گلدونهای زیبای سنبل و لاله‌ که برای سفره عیدتون خریده بودید رو برای سال آینده حفظ کنید. البته باید به بیرون از خونه و در باغچهٔ منتقلشون کنید. حالا یا باغچهٔ خودتون یا هر کجا، بهتر از اینه که بندازید دور، نیست؟ ادامهٔ این نوشته را بخوانید