بایگانی دسته‌ها: سیاسی‌اجتماعی!

معرفی‌ و بازنگری یک کتاب

تولد مجرمانه: داستانهای کودکی در آفریقای جنوبی برگزیده بهترین کتاب سال توسط نیو یورک تایمز. به زبان انگلیسی‌. خود‌زندگی‌نامه  ترور نوآ 

ترور نوآ کمدین و مجری تلویزیونی ۳۵ ساله اهل آفریقای جنوبی است که از سال ۲۰۰۲ در این حرفه مشغول بکار بوده و در سال ۲۰۱۱ به امریکا نقل مکان کرد. به دنبال کناره گیری جان استوارت، میزبان پر سابقه و محبوب نمایش روزانه (دیلی شو) از این برنامه در سال  ۲۰۱۵، ترور نوآ میزبانی این برنامه‌ی پر بیننده را عهده دار شد و به یاری کاراکتر جذاب، طنز تیز و دیدگاه‌های سیاسیِ مترقی خود بزودی به چهره‌ای مطرح و محبوب  تبدیل شد. از جمله،  نوآ در دو سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ به عنوان یکی از ۳۵ شخصیت  قدرتمند رسانه‌ای نیویورک انتخاب شد و در سال ۲۰۱۹ در فهرست «صد چهره‌ی تاثیر گذار» مجله تایم جای گرفت.

خود‌زندگی‌نامه‌ی نوآ با عنوان «تولد مجرمانه: داستان‌های کودکی در آفریقای جنوبی» در سال ۲۰۱۶ توسط «سپیگُل ا‌ند گراو» منتشر شد و نه تنها در همان سال پر فروشترین کتاب در امریکا شد و مورد استقبال و تحسین گسترده ای از جانب بنگاه های خبری قرار گرفت بلکه سه سال پس از انتشار آن، در سال ۲۰۱۹ این کتاب مجددا فروشترین کتاب سال  نیو یورک تایمز شد.

 تولد مجرمانه روایت  کودکی و نوجوانی نوآ در آخرین سال های آپارتاید و دوران آزادی از آن حکومت و هرج و مرج متعاقب آن است. این کتاب ۳۰۴ صفحه‌ای با قطع کوچک بصورت ۱۱ مقاله کوتاه حول موضوعات گوناگون اعم از اجتماعی-‌سیاسی و فردی-خانوادگی  بدون ترتیب زمانی گردآوری شده: از تاریخچه‌ی استعمار در آفریقای جنوبی، تا ساختار عمیقا نژاد پرست و تفرقه انداز حکومت آپارتاید و ماهیت جامعه‌ی چند قومی و چند زبانی‌ اکثریت سیاه پوست این کشور تا روایت‌های روابط فردی، ماجرا‌جویی‌ها، سرکشی‌ها، دوستی‌ها و رابطه‌ی «تام و جری» مانند او با مادرش . زبان همه‌ی این حکایت‌ها، مانند زبان شو‌های تلویزیونی ترور نوآ، زبانی شوخ، سلیس، بی‌ ادعا و دل‌نشین است.

نوا در سال ۱۹۸۴ تنها چند سال قبل از آغازِ مرگ آپارتاید، هولنک‌ترین حکومت تفکیک نژادی جهان، در جوهانسبرگ از یک مادر سیاه پوست کوسا و یک پدر سفیدپوست سوئیسی-آلمانی متولد شد. تولد او به عنوان کودکی نیمه سیاه و نیمه سفید، هنگامی که حتا دیده شدن این دو نژاد در کنار هم‌دیگر غیر قانونی‌ بود همه‌ی قوانین نوشته شده و نشده، همه‌ی مقررات حاکم را نقض می‌کرد، تولد او یک جرم بود.

پاتریشیا، مادر نوآ برخلاف هزاران زن جوان سیاه پوست که به اجبار به مشاغل کارگری تعیین شده از طرف دولت تن می‌دادند، آموزش منشی گری دیده بود و هنگامی که در اوایل دهه ۸۰ دولت آپارتاید در پاسخ به فشارهای بین المللی مشاغل اداری محدودی را به سیاهپوستان اختصاص داد او توانست در جوهانسبرگ کاری بعنوان منشی پیدا کند. در آنزمان سیاهپوستان از سکونت در مرکز شهر یعنی جایی که محل کار پاتریشیا بود منع بودند و رفت و آمد آنها به محل کارشان نیز تابع مقررات بسیار سخت و دست و پا گیر حکومت پلیسیِ‌ وقت بود. پاتریشیا که مصمم بود در شهر زندگی‌ کند و با کمک دیگر زنان سیاه‌پوست شهر نشین، یعنی‌ فواحش که از دست بر قضا بیشتر از هم‌قبیلهٔ‌ای‌های او یودند، آپارتمانی برای زندگی‌ پیدا کرد که با نام مردی سفید پوست گرفته شده بود اما پاتریشیا کرایه‌ی آن را پرداخت می‌کرد. چندی نگذشت که پاتریشیا با یکی از همسایه ها که مردی سفید پوست سوئیسی-المانی  به نام رابرت بود آشنا شد و پس از مدت زمانی‌ معاشرت، رابطه‌ای نزدیک پیدا کردند به جمع‌های چند ملیتی زیرزمینی و سالن‌های رقص رفتند و سرانجام  پاتریشیا درخواستش را با او مطرح کرد. پاتریشیای ۲۴ ساله از رابرت ۴۶ ساله اسپرمش را برای بچه دار شدن می‌خواست. «من بچه‌ی از آنِ خودم می‌خواهم و این بچه را از تو می‌خواهم. هیچ‌گونه تعهدی نسبت به او نخواهی داشت اما هر وقت که بخواهی، اگر بخواهی می‌توانی‌ او را ببینی.‌»  پس از مدتی‌ کلنجار رفتن و مخالفت کردن عاقبت رابرت موافقت می‌کند و نُه ماه بعد ترور به دنیا می‌آید بی آنکه هرگز نامی از پدرش در شناسنامه  و یا هر مدرک دیگر قید شود.

 در خردسالی، نوآ قادر بود مخفیانه پدرش را ببیند اما بزودی – و برای مدتی‌ طولانی‌ – رابرت از زندگی‌ آنها محو می‌شود.  بنابر این مادر نوا  بتنهائئ و بعنوان مادر مجرد وظیفه‌ی تعلیم و تربیت او را عهده دار می‌شود. او در اولین سال‌های تولد نوآ با انواع و اقسام ترفندها‌ی عجیب و غریب او را از انظار عموم و به ویژه از دولت مخفی‌ نگاه می‌داشت. وقتی‌ که نوآ بزرگتر شد نمی‌توانست هم‌پای مادرش در خیابان قدم بزند چرا که بخاطر ظاهر متفاوت آنها بیم آن میرفت که هر لحظه کسی‌ مادرش را به کودک ربایی متهم کند بنابر این پاتریشیا گاه وانمود می‌کرد که نوآ فرزند یک «رنگین پوست» است (واژه‌ای که برای اقلیت‌های قومی ساکن آفریقای جنوبی مانند هند‌ی‌ها بکاربرده می‌شد) و او پرستار بچه است. در نه سالگی، مادرش نوآی نیمه خواب را از یک مینی بوسِ کرایه کشِ در حال حرکت به بیرون پرتاب می‌کند و خودش نیز به همراه کودک خردسالش بدنبال او به بیرون پریده و پا به فرار می‌گذارند چرا که راننده ی زولو که قبیلهٔ‌ی رقیب کوسا محسوب می‌شد، او را متهم به هرزگی و تهدید به مرگ کرده بود.

از همان اوایل، رابطه ی مادر و پسر در تقابل با  فقر، خشونت و تبعیض نژادی فلج کننده‌ای که از هر سؤ متوجه آنها بود، به شکل منحصر بفردی در اتحاد با یکدیگر شکل می‌گیرد نوا در توصیف این رابطه می‌گوید: «هنوز هیچ نا‌پدری در کار نبود، یا برادر کوچک‌تری که شب‌ها گریه کند. من و او بودیم و این احساس که انگار قرار است باهم دست به یک ماجرا‌جویی‌ بزرگ بزنیم. به من می‌گفت «من و تو در مقابل دنیا با همیم» از همان کودکی تشخیص داده بودم که ما  فقط مادر و پسر نبودیم، یک تیم بودیم.»

 مادر عمیقا مذهبی‌ و سخت کوش نوآ و تلاش های مستمر او برای دور زدن سیستم از یک سو و سر و کله زدن با نوآی سرکش از سوئی دیگر از موضوعات مرکزی این کتاب است.  «مادرم به من یاد داد که قدرت حاکم را به چالش بکشم و سیستم را زیر سوال ببرم. ضرری که این کار برای او داشت این بود که دایم او را هم به چالش می‌کشیدم و زیر سوال می‌بردم.»

 در این زندگی‌نامه، دو رگه بودن نوآ نشان از استقلال و عصیان زنی‌ دارد که علیرغم آپارتاید و با علم به مشکلات ناشی‌ از داشتن فرزندی دو رگه، آگاهانه تصمیم به داشتن این فرزند می‌گیرد.  دو رگه بودن نوآ اما تنها معضلی در تضاد با حکومت تفکیک نژادی نیست و طبعا اهمیت آن در زندگی‌ نگارنده  نیز با مرگ این حکومت از بین نمی‌رود بلکه جلوه‌های آن هم‌چنان در تمام جنبه‌های خانوادگی و اجتماعی او باقی‌ می‌ماند. مادر بزرگ مادری نوآ او را تنبیه بدنی نمی‌کند چون نمی‌خواهد یک «بچه‌ی سفید» را اتفاقی بکشد و پدر بزرگش نوآی پنج ساله را به تمسخر «مّستا» (آقا) خطاب می‌کند و روی صندلی‌ عقب ماشین می‌نشاند تا راننده‌ی او باشد. در کلیسا، کوچه و خیابان های مناطق سیاه پوست نشین جائی که نوآ و مادرش زندگی می‌کنند مردم  با دیدن او سر جایشان میخ‌کوب می‌شوند وگاهی به او نزدیک می‌شوند تا او را لمس کنند . در مدرسه، نوا که نه آنقدر سفید است که در جمع سفید پوستان بُر بخورد، نه آنقدر سیاه که سیاه پوست تلقی‌ شود و اغلب احساس عدم تعلق و انزوا می‌کند اما بسرعت و با هوشمندی شرایط تحمیلیِ منفی را به نفع خود تغییر می‌دهد.

نوآی نوجوان به سرعت در‌می‌یابد که «سریع‌ترین راه برای بستن شکاف بین نژاد‌ها از طریق زبان است.»  در حالی‌که بیشتر افراد تنها زبان قبیلهٔ‌ی خود را صحبت می‌کردند، نوآ بخاطر فشار مادرش، از کودکی نه تنها قادر به حرف زدن به چندین زبان از جمله  انگلیسی‌، کوسا، زولو و افریکانا بود، بلکه لهجه‌های بومیان را نیز به راحتی‌ تقلید می‌کرد. او از این دانش و مهارت خود به شکل راه‌بردی استفاده می‌کند و به گفته‌ی خودش از ثمره‌ی آن در تمام طول زندگیش بهره‌مند می‌شود «یک روز که مرد جوانی شده بودم، در حال قدم زدن در خیابان بودم که صدای یک گروه مردان زولورا از پشت سرم شنیدم «بیائید جیب این یارو سفید پوسته رو بزنیم، تو از سمت راستش برو ما از عقب میائیم.» هیچ کاری نمی‌توانستم بکنم، فرصت فرار هم نداشتم  پس شروع کردم به همان زبان زولو خطاب به آنها گفتم «هی، بیائید با همدیگه جیب یکی‌ دیگه رو بزنیم، من آماده ام!» برای یک لحظه تعجب زده شدند و بعد شروع به خندیدن کردند «اوه، معذرت میخوایم، مرد! نمی‌خواستیم چیزی از تو بدزدیم، می‌خواستیم جیب یه سفید پوست رو بزنیم. روز خوبی‌ داشته باشی!‌» به تجربه‌ی نوآ زبان حتا بیش از رنگ پوست تعیین کننده‌ی هویت افراد است.

ماهیت بسیاری از دیگر بخش‌های زندگی‌ نوآ، مانند راه‌کار او برای همذات پنداری با گرو‌های متفاوت از طریق دانشِ زبان، گویای چالش‌های پایان ناپذیر کودکی بی‌قرار و جوانی سرکش و سر زنده است که تلاش می‌کند با تکیه به بداهت و خلاقیت خود جای پایش را در دنیایی که قرار نبوده در آن وجود داشته باشد پیدا کند.

هر چند که بخش‌هایی‌ از کتاب با طنزی به غایت هوشمندانه و بسیار خنده آور نوشته شده، اما روح کتاب با احساسات به شدت عاطفی، تکان دهنده و درد آور گره خورده و نگارنده اغلب بدون تلاش برای دراماتیک کردن وقایع، عمق فقر و خشونتی که در آن بزرگ شده را برای خواننده تجسم می‌کند. گرسنگی، آزار و تعرض ناپدری، هم‌دلی‌ پلیس محلی با متعرض و تسلط فرهنگ خرده تبه‌کاری برشهر وهمسایگی از جمله واقعیت‌های زندگی‌ آفریقای جنوبی در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ است.  روایت شخصی‌ نوآ اما روایت عصیان، پویایی و شکوفائئ علیرغم تمام موانع است. این شکوفائی به یاری عشق خام و عریان مادری بی باک و قوی که قهرمان زندگی نوآ و شخصیت مرکزی کتاب در کنار اوست میسر می‌شود.

تولد مجرمانه کتابی آموزنده، سرگرم کننده، انگیزشی و بالاتر از همه تحسین بر انگیز است – تحسین برای روحیه‌ای که به شداید با خلاقیت، جسارت، طنز و هوشیاری به مقابله پرداخته نه با تلخی‌ و خشم. نسخه‌ی گویای این کتاب با صدای نوآ همزمان با نسخه‌ی چاپی‌ منتشر شده که بسیار زنده و شنیدنی است. برای طرفداران نوآ که شو‌های تلویزیونی او را دنبال می‌کنند و با لحن و صدا و سبک قصه گویی او آشنایی دارند اما «صدای» او از لابلای سطور کتاب چاپیش نیز به وضوح شنیده می‌شود.

چرا زنایی که مورد آزار جنسی‌ قرار می‌گیرند ساکت می‌مانند

چرا زنایی که مورد آزار جنسی‌ قرار می‌گیرند ساکت می‌مانند . الیزابت رنزتی. «گلوب اند میل» ۳۱ اکتبر[]۲۰۱۴. ترجمه افسانه هژبری

یادداشت مترجم: هفته‌ی پایانی اکتبر، کانادا شاهد یکی‌ از پر سر و صدا‌ترین رسوایی های تاریخ اخیر رسانه‌ای خود بود. جنجال، با خبر اخراج ژیان قمیشی، موسیقی‌دان و مجری محبوب پر شنونده‌ترین شوی رادیویی کانادا، به نام «کیو» در کانال «سی‌ بی‌ سی‌» از این ایستگاه آغاز شد و بطور فزاینده جنبه های بزرگ و تکان دهنده گرفت چرا که چندین زن مدعی شدند که طی ده سال گذشته قمیشی آنها را مورد آزار و خشونت جنسی‌ قرار می‌داده است. در طول روزهای بعد از آن، هم‌چنان که به شمار زنان شاکی اضافه می‌شد و ستاره سابق رادیویی از اوج عزت به حضیض ذلت سقوط می‌کرد، روح و روان میلیون‌ها کانادایی نیز، به دلایل متفاوت، خروشان شده و سیل گفتمان و جدال‌های عمیق یا حاشیه‌ای در تریبون‌های مختلف به اوج رسید و رسانه های اجتماعی اینترنتی و چاپی را اشباع کرد. از جمله، در حالیکه عده ای بر ملا شدن این دست از سؤ استفاده مردان قدرتمند را تنها مشتی نمونه خروار در جامعه‌ی کنونی می‌نامیدند، گروهی دیگر کل ماجرا زیر سوال برده،  می‌پرسیدند «چرا این زن ها  پیش از این اتهامی وارد نکرده یا به پلیس شکایت نکردند؟ چرا تا به حال سکوت کرده بودند؟» در مقاله زیر، «الیزابت رنزتی» خبرنگار و نوسنده‌ی کانادایی تصویری گسترده‌ از خشونت بر علیه زنان در سطح جهان و کانادا کشیده و پاسخ فراگیری به این پرسش ارایه می‌دهد.  ادامهٔ این نوشته را بخوانید

شراب در ایران باستان‌

متن کامل به همراه صدا در رادیو کوچه

تصویر: گرفته شده از این صفحه 

 رواج باده و می و ساقی در ادبیات پارسی‌ بر کسی‌ پوشیده نیست، از خیام که «بی‌ می‌‌ناب زیستن نتواند…» تا مولانا که «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» داشت.  منتقدن ادبی‌ و عالمان تصوف و عرفان بر این باورند که در این اشعار، باده  و مستی حاصل از نوشیدن آن واقعی نیست بلکه به شکل نمادین و استعاره بکار گرفته شده تا حالت‌های عرفانی یکی‌ شدن با ذات مطلوب الهی را توصیف کند. در هر صورت، نکته اینست که میراث فرهنگی‌ ما از ادبیات سرشار و سر مست از شراب است که خود نشان از پیشینه‌ی آشنایی ایرانیان با شراب و عوالم آن دارد. شراب از نماد‌های تاریخی‌ و باستانی ایرانی‌ است و ابزار و اوادت و افسانه‌های مربوط به آن در هنر نگارگری ما نیز جایگاهی‌ ویژه دارد. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

«خشونت علیه زنان ،مسئله مردان است»

متن سخنرانی‌ جکسون کتز1 ترجمه: افسانه هژبری

Violence against women: it’s a men’s issue. By Jackson Katz

چکیده: متن زیر رونوشت سخنرانی‌ جکسون کتز، کوششگر ضّد جنسیت پرستی‌ امریکایی است که اخیرن به روی وبسایت «ت.ِ.د» قرار گرفته و در اصل در نوامبر ۲۰۱۲ در سانفرانسیسکو ایراد شده است. در این سخن‌رانی‌، کتز چنین استدلال می‌کند که جهت ایجاد تغییری بنیادی در مسایل مربوط به خشونت جنسیتی (از جمله تجاوز جنسی‌، آزار و سؤ استفاده از کودکان و خشونت خانگی) در درجه اول باید بپذیریم که این مسایل همانقدر که مسایل زنان هستند، مسایل مردان نیز هستند. باید بجای به زیر سوال بردن رفتار و پندار زنان آزار دیده سوال‌های خود را متوجه مردانی که نه تنها آزار دهنده‌ی زنان، که آزار دهنده دیگر مردان و کودکان هستند بکنیم. و همچنین متوجه‌ی سیستم‌های فرهنگی‌، آموزشی، و اقتصادیی که به ایجاد چنین مردانی کمک می‌کنند.  برای اینکار، نیازمند مردان بزرگسال قدرتمند در سطوح مختلف جامعه هستیم که در این امر نقش رهبری به عهده بگیرند: به این معنی‌ که دیگر مردان و کلّ زیر‌فرهنگی‌ که عملکرد جنسیت پرستی‌ روزمره را تحمل می‌کند به چالش کشیده و غیر قابل قبول نمایند. چکسون کتز این رویکرد را که در آن افراد‌ی (بخصوص مردانی)‌ که بطور مستقیم در شرایط خشونت جنسی‌ نیستند دامنه های آن را به چالشی فعالانه و همه‌جانبه میکشند روش ناظر مینامد. مقاله، دیگر موضوعات مهم اجتماعی مانند نژاد و نژاد‌پرستی‌، جنسیت و جنسیت گرایی و تعریف‌های رایج اما نادرست از هر یک را نیز در این مقاله مطرح کرده و برداشت روشنی از آنها ارایه می‌کند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

رُز قرمز، بازار سیاه

Red Roses, Black Market:Five places that aren’t feeling the love this Valentine’s Day. Foreign Policy. By Alessandra N. Ram. February 13,2012   [picture from the source]

رُز قرمز، بازار سیاه: پنج مکانی که این ولنتاین احساس عشق نمیکنند («.. که عشق در آن ممنوع است!» تیتر دقیق تری میبود

این مقاله «فورین پالیسی» منتشر شده ۱۳ فوریه گزارش کوتاهی‌ در مورد موانع تحمیل شده از سوی هر یک از دولت‌های پنج کشور(عربستان سعودی، ایران، مالزی، ازبکستان، بلگرو د (روسیه) در مقابله با برگزاری روز عشاق، و همچنین استقبال مردم این کشورها از این روزمیدهد. در زیر ترجمه متن مربوط به ایران را آورده ام

ایران: در سالهای اخیر روز ولنتاین در جمهوری اسلامی ایران، که در آن ۷۰% جمعیت زیر سنّ سی‌ سال هستند و فروشگاه‌ها بابت فروش کارت و خرسک‌های مربوط به این روز کسب و کاری براه انداخته اند بطرز فزاینده ای مورد استقبال قرار گرفته است.  اما مقامات جمهوری اسلامی عشقی‌ حس نمیکنند. در ۶ فوریه ۲۰۱۱ مقامات مذهبی‌ ایران این روز را ممنوع کردند. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

چه آینده‌ای در انتظار ایران است؟

A CNN report: What does the future hold for Iran

چه آینده‌ای در انتظار ایران است؟ کایل الموند، سی‌.ان.ان. جمعه ۲۷ ژانویه  ۲۰۱۲

نکات برجسته مقاله

· تنش بر سر پروژه هسته‌ای ایران رو به ازدیاد است و بیم اقدام نظامی میرود

· تهران میگوید تلاش آن برای دستیابی به انرژی هسته ای مصارف غیر نظامی دارد اما ایالات متحده آمریکا  این ادعا را باور ندارد

تحلیلگران توضیح میدهند در سال آینده چه اتفاقاتی میتواند رخ دهد: آیا جنگ اجتناب ناپذیر است؟

ایران در مواجهه با تحریم‌های اقتصادی و محکومیت بین‌المللی بر سر انرژی هسته‌ای این کشور به سرسختی خود ادامه میدهد. در اقدامی تلافی جویانه علیه هر گونه تحریم، ایران تهدید کرده است که تنگه هرمزکه گذر گاه‌ عمده مقدار زیادی از نفت جهان است را خواهد بست.  همچنین، ایران که ترور اخیر برخی‌ از دانشمندان هسته‌ای ایرانی‌ را به ایالات متحده امریکا و اسراییل نسبت داده است، عهد کرده که آنها را مجازات نماید. مقامات ایالات متحده امریکا و اسراییل داشتن هر گونه ارتباطی‌ با این قتلهای‌ مرموز را انکار کرده‌اند، اما از مواضع سر سختانه خود عقب‌نشینی نمیکنند ادامهٔ این نوشته را بخوانید

جنگ با ایران

War with Iran: A Conflict Obama Hopes to Avoid May Be Imposed on Him. By Tony Karon, Time. Jan 17, 2012 (Source of photo: same place) Partial translation follows

جنگ با ایران: در گیریی که اوباما امیدوار بود از آن جلوگیری کند اما ممکن است به او تحمیل شود. مجله تایم ۱۷ ژانویه ۲۰۱۲. تونی کرون

بعید است که رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، قصد داشته باشد در حالی‌ قدم به عرصهٔ انتخابات نوامبر بگذرد که مشغول جنگ گرم با ایران است. اما بیم آن میرود که سیر تحولات چنین تصمیمی را به او تحمیل کند. روز جمعه وال ستریت ژورنال گزارش داد «سران نیرویهای مسلح ایالت متحده امریکا بطور فزاینده ای نگران هستند که  علیرغم مخالفت‌های این کشور، اسرائیل در حال آماده شدن برای اقدامات نظامی علیه ایران است . این مقامات برنامه هائی برای حفاظت از تأسیسات ایالات متحده در منطقه در صورت وقوع درگیری طرح ریزی کرده اند.» بنا به گزارش این مجله مقامات رسمی‌ دولت، از پرزیدنت اوباما گرفته تا پایین، علاوه بر طرح اقدامات احتیاطی در صورت کشیده شدن به جنگ آغاز شده توسط اسراییل ، از همتایان اسرائیلی خود نیز درخواست کرده‌اند که از اقدامات نظامی یک جانبه خودداری نمایند. این مجله اضافه می‌کند که اسرائیل از دادن پاسخ صریح طفره رفته است. پنجشنبه آینده فرمانده ستاد مشترک ارتش امریکا ژنرال مارتین دمپسی با هدف روشن کردن مقاصد اسرائیل ازاین کشور بازدید خواهد کرد

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

واقعیت در باره ایران

امروز فرید زکریا مقاله مهمی‌ در واشنگتن پست درج نموده که در حکم پاد زهری است بر نابخردی نامزدهای جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا در باره ایران. فرید می‌نویسد ایران رو به تزلزل است نه قدرتمندتر شدن. تحریم های اقتصادی که دولت اوباما صبورانه با چین و روسیه به مذاکره گذاشته بشکل چشمگیری در حال تاثیرگذاری است. متحد اصلی‌ ایران در منطقه یعنی سوریه، در شرف سقوط است. مهممترین نکته ای که زکریا به آن میپردازد اما، در مورد تفاوت بین لفاظیهای ستیزه جویانه ایران و واقعیت های نظامی آن کشور است

شخصیتهای بی‌ قدرت ‌ متفاوت ایرانی تهدید به بستن تنگه هرمز، شاهراه حیاتی دریایی‌ صادرات نفت، نموده اند. اما اینها پرخاشگریهای احمقانه ای بیش نیستند. با توجه به اینکه مقامات ایرانی‌ افراد ساده لوحی نیستند باید گفت هدف از چنین توپ و تشر‌ها تحریک کردن سیاستمداران امریکائی (مانند نیوت گینگریچ و میت رامنی) و وادار نمودن آنها به پرخاشگریهای احمقانۀ مشابه است. همانطور که زکریا اشاره می‌کند اگر ایران تنگه هرمز را ببندد راه صدور نفت خود را نیز بسته و در نتیجه موجب فروپاشی اقتصاد خود میشود

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

< 25 November: International Day for the Elimination of Violence against Women

The United Nations› (UN) International Day for the Elimination of Violence against Women is an occasion for governments, international organizations and non-governmental organizations to raise public awareness of violence against women. It has been observed on November 25 each year since 2000

مجموعه مقالات ویژه نامه مدرسه فمینیستی به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

نمايش چند فيلم مستند در زمينه خشونت عليه زنان

اتخاذ سیاست مهار و تحدید در قبال ایران

Contain and Constrain Iran. New York Times. By ROGER COHEN. Published: November 14, 2011

اتخاذ سیاست مهار و تحدید (محدود کردن) در قبال ایران

نیویورک تایمز. راجر کوهن ۱۴ نوامبر ۲۰۱۱. برگردان به فارسی: بوته بیتا

 در سال ۱۹۸۰ صدام حسین به ایران حمله کرد با این تصور که انقلاب یکسالۀ ایرانیان آنها را بیش از آن متفرق ساخته که بتوانند با حمله مقابله کنند. تصور او نا درست بود چراکه ایرانیان بر انگیخته شدند، آخرین  مخالفت‌های داخلی‌ علیه دیکتاتوری مذهبی‌ آیت‌الله خمینی فرو نشانده شد و ایرانِ یکپارچه به مقابله با دشمن ایستاد. برای دانستن اینکه ‌ تهران در مقابل بمباران اسرائیل یا امریکا جهت توقف برنامه هسته ای این کشور چه عکس العملی نشان خواهد داد، به شواهدی بیش از مثال فوق نیازی نیست .  جامعۀ ایران امروز ترکیب قابل احتراقیست از افسردگی، چند دستگی و اختلال که تحت حاکمیت مقام رهبری برژ نف ‌‌ مانندی که در جدال با رئیس جمهور پر خطای خود میباشد قرار دارد. علیرغم چنین نابسامانی، ایران خشمگینانه بر علیه دشمن خارجی‌ یکپارچه و متحد خواهد شد

ادامهٔ این نوشته را بخوانید