بایگانی برچسب‌ها: بودا

چونان کرگدن تنها سفر کن

بیاد عزیزان سفر کرده ام و تقدیم به کرگدن‌های تنها

برگرفته از: بودا، کرگدن، Khaggavisana برگردان:ع. پاشائی، انتشارات مروارید، چاپ چهارم 1368

چوب را برای هر آن چه زندگی می­کند کنار بگذار/ با آن هیچ کس را میازار/ میلی برای فرزند، نه- پس چه گونه میلی برای دوست؟/ به کردارِ کرگدن تنها سفر کن/ از همراهی محبت زاید/ و از محبت، رنج/ چون این زهر را که از محبت برمی­تراود ببینی/ به کردارِ کرگدن تنها سفر کن/ با دلسوزیِ یارانِ یکرنگِ خود/ مرد، با دلی دربند، از مقصد غافل می­ماند/ چون در دوستی این بیم را بینی/ به کردارِ کرگدن تنها سفر کن/ او همچون شاخه­های انبوهِ خیزران/ مشتاقِ فرزند و همسرست/ هم بدان سان که فرازِ شاخ­های بلند از پیچیدگی آزاد ست/ به کردارِ کرگدن تنها سفر کن/ گوزنِ آزاد، آزادانه می­خروشد،/ از برای غذای خود به هر جای که خواهد همی­رود/ ای فرزند، در این آزادی نظر کن،/ به کردارِ کرگدن تنها سفر کن/ در همه جا آزاد، تک و تنها،/ و به این و آن نیک خرسند/ خطرها را بی­باک به جان خریدار،/ به کردارِ کرگدن تنها سفر کن/ اگر دوستی بیابی که با او سفر کنی/ مجذوب و ثابت­قدم، لایق،/ بر خطرها همه غالب/ آگاه و خوشدل همسفرِ او باش/ چون کسی را که به همسفری ارزد نیافتی/ کسی که ثابت­قدم و مجذوب نیست،/ هم بدان سان که راجه سرزمین فتح شده را وا می­گذارد،/ به کردار کرگدن تنها سفر کن

ادامهٔ این نوشته را بخوانید