بایگانی برچسب‌ها: بیوکا

مهتاب


Concha Buika.  From “El Ultimo Trago” , Lyrics & Music: Álvaro Carrillo

مهتاب میخواهم، مهتاب…. برای شبهای غم انگیزم. که در رویا ببینم، توهم ملکوتی اهدائی تو را، که باور کنم از آنِ منی‌، تنها از آنِ من

چه، از آن شبی‌ که رفتی، بی‌ مهتاب مانده‌ام.  فریادت را حس می‌کنم، مانند قلاب، مانند چنگال، که مرا در ساحلی غرق می‌کند، از شکنجه و درد. و حس می‌کنم زنجیرهایت را کشان کشان در سکوت شب، شبی‌ با ماه پر، سرشار از آبی ی بی مانند. از آن شبی‌ که رفتی ، بی‌ مهتاب مانده ام، چه از آن شبی‌ که رفتی بی‌ مهتاب مانده ام

اگر باز نگردی ای دخترک محلی من، به جنگل معبود م، که سرد و تنهاست، خاطرات تو، دست کم، نوری بر غبارم خواهد تابید. چرا که از آن شبی‌ که رفتی ، بی‌ مهتاب مانده ام. من بی‌ مهتاب مانده‌ام

ادامهٔ این نوشته را بخوانید