بایگانی برچسب‌ها: ترجمه شعر

تا ابد پاییز

  Forever Autumn – Justin Hayward

آفتاب تابستانی رنگ می‌بازد، و سال فرتوت تر میشود / روزهای تاریکتر در راهند،  و بادهای زمستانی بسی‌ سردتر خواهند بود، حال که دیگر نیستی‌.

پرنده‌ها را می‌نگرم که بر فراز آسمان پاییزی پرواز میکنند و در بیکران محو میشوند/  ای کاش می‌توانستم با آنها پرواز کنم، حال که دیگر نیستی‌

آفتاب گونه از لابلای درختها به من عشق تابیدی، و برگ وار به دست نسیم، پر کشیدی

از میان برگهای طلایی پاییزی راه خود را می‌‌یافتیم، وقتی‌ که بر پاییز عاشق بودیم/  برگ‌های خشک دیگر زیر پایمان نمیشکنند، چرا که دیگر نیستی‌

قطره بارانی آرام به روی چشم‌های خسته‌ام می‌نشیند، گویی برای پنهان کردن بیغوله اشکی

زندگی من تا ابد پاییز خواهد بود، چرا که دیگر نیستی‌، چرا که دیگرنیستی…

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

مهتاب


Concha Buika.  From “El Ultimo Trago” , Lyrics & Music: Álvaro Carrillo

مهتاب میخواهم، مهتاب…. برای شبهای غم انگیزم. که در رویا ببینم، توهم ملکوتی اهدائی تو را، که باور کنم از آنِ منی‌، تنها از آنِ من

چه، از آن شبی‌ که رفتی، بی‌ مهتاب مانده‌ام.  فریادت را حس می‌کنم، مانند قلاب، مانند چنگال، که مرا در ساحلی غرق می‌کند، از شکنجه و درد. و حس می‌کنم زنجیرهایت را کشان کشان در سکوت شب، شبی‌ با ماه پر، سرشار از آبی ی بی مانند. از آن شبی‌ که رفتی ، بی‌ مهتاب مانده ام، چه از آن شبی‌ که رفتی بی‌ مهتاب مانده ام

اگر باز نگردی ای دخترک محلی من، به جنگل معبود م، که سرد و تنهاست، خاطرات تو، دست کم، نوری بر غبارم خواهد تابید. چرا که از آن شبی‌ که رفتی ، بی‌ مهتاب مانده ام. من بی‌ مهتاب مانده‌ام

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

swayمرا به وجد میاورد

سکسی‌ترین اجرای «سوی» از گروه پوسی کات و یک ترجمه حسی از اشعار

 http://www.youtube.com/watch?v=7QVzwq1m2BY  Note

با موزیک ماریمبا… رقص و رقص و تاب… من موجم و آب، آغوش تو ساحلِ داغ، تنگ در آغوشم بکش…. تاب و تاب و تاب. من شاخه گٔل، توچون باد، نرم به زانویم فکن. وقتی‌ که میرقصی مرا… آه جوری که میرقصی به من… با من بمان، با من برقص، تاب و تاب و تاب….

دیگران رقصنده‌ها در چرخ اما چشم من، تنها بدنبال تو است، چون تو میدانی‌ مرا، راه من و جادوی تاباندن بسوی عالم مستی مرا . من صدای ویلون را پیشتر، بس پیشتر از آنکه فریادی کند می‌شنوم. تّب ده مرا با تاب خود، تابی لطیف، تابم بده، تاب و تاب و تاب

بنویس، بنویس

بنویس، بنویس—پر شور و زیبا از ریشار سگوین—ترجمه اشعار تقدیم به همه آنانی که با قلم خود با بیعدالتی میجنگند

بنویس از صحرای رونده / از جنگل معدوم / بنویس از هر ضربۀ تبر / از هر پرنده تیر خورده/ از همه دریاچه های مسموم / این سیاره از وجود تهی شده/ فریاد کن درباد / بنویس زندگی وهوس هایت را// بنویس، بنویس، همیشه بنویس/ بر ماسه، حتی بر آب/ بنویس ازبرای غرق نشدن/برای گذر از اقیانوس ها/ بنویس برای غلبه بر دروغ/ کلمات نفرت خورندۀ روح / بنویس برای کسانی که نمیدانند/ که سکوت تنها صدای آنان است // بنویس…
بنویس برای زن کتک خورده/ برای مرد گرسنه / برای آنانکه واداربه سکوت شده اند/ با سلاح آتشین یا آهنین/ بنویس بروی دیوار محله های محصور شده/ برای بریدن میله ها /برای دستهایی که دیگر نمیتوانند/ برای آنانی که تعقیب یا کشته میشوند/ به نام خدا یا قانون/ به آنانی که انگشتانشان قطع شده // بنویس …

بنویس تا بسی فراتر رویم از مرزها، از نژادها/ تا از آنانی بگوئیم که مرعوب شده اند/ که بخاطر نوشتن محصور شده اند/ که سخن بلند میگویند و رسا میگویند/ برفرازهمهمه مرگ//بنویس// بنویس فریادهای کوبنده ات را / بنویس زندگی و عمرت را/ بنویس بروی پرچمی که برافراشته میشود/ رودر روی دیگر پرچمهای در حال احتزاز/ بنویس برای آنانی که بپا میخیزند/ برعلیه جهل و زور/ بنویس برای فردا هائی قابل زندگی / و برای رام نمودن امروزها// بنویس …

بنویس از دوستیهای مرده/ از فراموشی که بر در میکوبد/ از لذت عشاق/ از وحشت پیری/ با مشتهایت از اعماق وجود/ با لبخند یک کودک/ برای فراموش نکردن خون… بنویس، بنویس زیباترین ترانه ها / فریادی از عشق برای زنده ها// بنویس/ فریادی از عشق برای زنده ها

 

Ecris, Ecris: Richard Séguin. from Appalaches Album// Paroles: Charly Bouchara Musique

 

ببر با رقص مرا تا انتهای عشق

ببر با رقص مرا بسوی زیبائیت با ویولونی سوزان/ ببر با رقص مرا از میان وحشت تا حریمی در امان/ برچین مرا چون شاخۀ زیتون و کبوتر بامم باش/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق

آه بگذار زیبائیت را تماشا کنم آنگاه که شاهدی نیست/ بگذار احساس کنم حرکاتت را چون رقص بابلیان/ بنما بر من آهسته آنچه را که تنها مرزهایش را میشناسم/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق

ببر با رقص مرا به عروسی/ برقص با من همچنان/ برقص با من بنرمی، برقص با من بسیار/ همچنان که در عشقمان غوطه میخوریم/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق

ببر با رقص مرا بسوی کودکانی که در انتظار تولدند/ببر با رقص مرا از میان پرده هایی که بوسه هامان سائیده اند/ خیمۀ پناهی بپا کن گرچه تارهایش همه دریده اند/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق

ببر با رقص مرا بسوی زیبائیت با ویولونی سوزان/ ببر با رقص مرا از میان وحشت تا حریمی در امان/ لمس کن مرا با پوست دستانت یا حتی با دستکش/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق/ ببر با رقص مرا تا انتهای عشق