بایگانی برچسب‌ها: سر آغاز

ایمان بیاوریم به آغاز فصل گرم

گلدان کوچکی دارم که هر سال درست پس از عبور تابستان از باغچه‌ام و قبل از یورش پائیز به آن، خانه یکی‌ از بوته‌های فلفل باغچهٔ میشود و درازی فصلِ سرد را از امنیت گرم پشت پنجره آشپزخانه به تماشا می‌نشیند.  نیمه خواب، با قدری آب میسازد و سبز میماند. به محض رسیدن بهار در تقویم روی دیوار، وقتی‌ هنوز زمین یخ بسته مونترال، راه را بر جوانه‌های لاله تنگ بسته است، وقتی هنوز شاخه‌های لخت یاسمن از برف سنگین است، فلفل پشت دریچه من شادمانه به گٔل می‌نشیند و چند فلفل هم به بار میدهد. و هر بار…، هر سال…، مرا آنچنان شعف زده و متحیر میکند که گویی دوستی‌ را از پس سالیان یافته‌ام.  بوته فلفل پر تاب من هر سال به یادم میاورد که فصل گرم، فصل کار در پیش روست، که آغاز جوانه و امید همیشه فرا می‌رسد – تنها باید ماند و بود و دید و ثبت کرد – باید نوشت.