بایگانی برچسب‌ها: سنتهای ایرانی‌

به استقبال بهار در سرزمین یخزده

http://www.youtube.com/watch?v=kGNLwkm5wes “Yek gol, Sad gol  Note

حالا دلم بیقرار بنفشه هاست، و یاس‌های زرد، و بیقراری کودکان، که شادمانه عید میورزند. یک پاره از این بی‌ قراری، نثار شما

این موزیک و ترانه زیبای سیمین قدری نیز تقدیم به شما، با نکات و خاطراتی چند از نوروز برای دوستان غیر ایرانیمان، تا نزدیک تر شدن شدن نوروز امسال که با سبزی پلو ماهی‌ و سفره هفت سین خدمتتون برسم. سال نو مبارکیهامون رو اون موقع می‌کنیم

متن مفصل تر برای دوستان غیر ایرانی‌ در اینجا

Advertisements

چهار شنبه سوری

تصویر از اینترنت گرفته شده است

متن مفصل برای دوستان غیر ایرانی‌ در اینجا

آری، آری، زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست

شوشی‌های جزیره‌ قشم

شاید کمتر کسی‌ از سنت «شوشی» در مجالس عروسی‌ اهالی درگهان چیزی شنیده باشد، و یا آنرا از نزدیک دیده باشد.


پائیز سال ۱۹۹۵ با گروهی از دوستان ماجراجو و خوش ذوق ایران گرد به سواحل خلیج فارس سفر میکردیم و در هر روستایی که آشنایی داشتیم یکی‌ دو شب اطراق میکردیم. یک شب در پس کوچه‌های روستای بسیار کوچکی (که اسمش را بیاد ندارم) قدم میزدیم که صدای بوق و کرنا و ازدحام بچه ها ی کنجکاو خوش آمد گو ما را به سمت نقطه‌ای که در آن مراسم جشن عروسی‌ در داخل و خارج از خانه بر پا بود کشید. هنوز به حلقه اصلی ساز و دهل نرسیده و بطور کامل مورد استقبال صاحبان مجلس واقع نشده، در کمال حیرت و ذوق متوجه شدیم تعدادی از مردهای ماسک دار با ساز وبرگ و  گریمهای بسیار استادانه ، برگ نخل یا چوب درازی در دست نعره زنان بدنبال دیگران میدوند، و تا چند کوچه دورتر فراریشان میدهند، یا اگر گرفتارش کردند نیمه جدی و نیمه شوخی کمی‌ مینوازند ! در این بین بچه‌ها که فعالانه طلب تعقیب میکردند، یا گروه‌های زنها که اینجا و آنجا به تماشا ایستاده بودند، از حمله مصون بودند: هدف مردهای محلی میانسال و جوان بود. ادامهٔ این نوشته را بخوانید