بایگانی برچسب‌ها: سیاست

واقعیت در باره ایران

امروز فرید زکریا مقاله مهمی‌ در واشنگتن پست درج نموده که در حکم پاد زهری است بر نابخردی نامزدهای جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا در باره ایران. فرید می‌نویسد ایران رو به تزلزل است نه قدرتمندتر شدن. تحریم های اقتصادی که دولت اوباما صبورانه با چین و روسیه به مذاکره گذاشته بشکل چشمگیری در حال تاثیرگذاری است. متحد اصلی‌ ایران در منطقه یعنی سوریه، در شرف سقوط است. مهممترین نکته ای که زکریا به آن میپردازد اما، در مورد تفاوت بین لفاظیهای ستیزه جویانه ایران و واقعیت های نظامی آن کشور است

شخصیتهای بی‌ قدرت ‌ متفاوت ایرانی تهدید به بستن تنگه هرمز، شاهراه حیاتی دریایی‌ صادرات نفت، نموده اند. اما اینها پرخاشگریهای احمقانه ای بیش نیستند. با توجه به اینکه مقامات ایرانی‌ افراد ساده لوحی نیستند باید گفت هدف از چنین توپ و تشر‌ها تحریک کردن سیاستمداران امریکائی (مانند نیوت گینگریچ و میت رامنی) و وادار نمودن آنها به پرخاشگریهای احمقانۀ مشابه است. همانطور که زکریا اشاره می‌کند اگر ایران تنگه هرمز را ببندد راه صدور نفت خود را نیز بسته و در نتیجه موجب فروپاشی اقتصاد خود میشود

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

اتخاذ سیاست مهار و تحدید در قبال ایران

Contain and Constrain Iran. New York Times. By ROGER COHEN. Published: November 14, 2011

اتخاذ سیاست مهار و تحدید (محدود کردن) در قبال ایران

نیویورک تایمز. راجر کوهن ۱۴ نوامبر ۲۰۱۱. برگردان به فارسی: بوته بیتا

 در سال ۱۹۸۰ صدام حسین به ایران حمله کرد با این تصور که انقلاب یکسالۀ ایرانیان آنها را بیش از آن متفرق ساخته که بتوانند با حمله مقابله کنند. تصور او نا درست بود چراکه ایرانیان بر انگیخته شدند، آخرین  مخالفت‌های داخلی‌ علیه دیکتاتوری مذهبی‌ آیت‌الله خمینی فرو نشانده شد و ایرانِ یکپارچه به مقابله با دشمن ایستاد. برای دانستن اینکه ‌ تهران در مقابل بمباران اسرائیل یا امریکا جهت توقف برنامه هسته ای این کشور چه عکس العملی نشان خواهد داد، به شواهدی بیش از مثال فوق نیازی نیست .  جامعۀ ایران امروز ترکیب قابل احتراقیست از افسردگی، چند دستگی و اختلال که تحت حاکمیت مقام رهبری برژ نف ‌‌ مانندی که در جدال با رئیس جمهور پر خطای خود میباشد قرار دارد. علیرغم چنین نابسامانی، ایران خشمگینانه بر علیه دشمن خارجی‌ یکپارچه و متحد خواهد شد

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

در باره تئاتر صدا

گلم گلم گٔل گلابتون…، می‌خوام برم خونه خاتون، راه پله تون خراب شده…`»  دو روز بعد از شنیدن تئاتر ، ریتم لالاییی که با صدای زیبا در فضای تاریک سالن طنین انداخته بود  هنوز با من باقی مانده است

 

 http://citizenshift.org/node/31083&dossier_nid=22423

برای شنیدن بخش‌هایی‌ از این تئاتر صدا و همچنین اظهار نظر دست اندر کاران به این فایل صوتی که حاوی یک مصاحبه رادیویی است گوش کنید

تئاتر صدا ی `تنها صداست که میماند` که بر اساس زندگی‌ زیبا کاظمی توسط گروهی از هنرمندان مونترآلی تنظیم شده است برای دومین بار (با اندکی‌ تغییر) در ۲۲ سپتامبر به اجرا گذشته شد، و سومین اجرای آن پنجشنبه آینده، ۲۹ سپتامبر خواهد بود. اینبار پس از پایان اجرا هنرمندان به سالن آمده و با حضار گفتگو ای صمیمانه و تامل برانگیز داشتند. مردم که همگی‌ سخت تحت تاثیر قرار گرفته بودند احساسات خود را از شنیدن کلام (که بعضا معنی‌ آن را نمیدانستند چون به فارسی بود) آمیخته با ترنم موسیقی ابراز کردند و مجریان از انگیزه‌های خود برای تهیه و تنظیم این تاتر گفتند. جالب توجه این که این تئاتر همانقدر که راجع به زیبا کاظمی است، راجع به شهرزاد ارشدی نیز هست و اینکه چگونه مرگ زن اول بدست ج. ا. سر آغاز فصلی نوین در زندگی‌ زن دوم شده و او را بر آن داشته هویت شخصی‌ و تا حد‌ی خصوصی این زن پر شور و شهامت را با عموم به اشتراک بگذرد. تغییر مسیر زندگی‌ استفان پس از مرگ مادرش نیز از دیگر حکایتهای انسانی‌ شنیدنی در مسیر این سلسله وقایع است. از هر صدایی ماندنی تر اما صدای زیبای زیبا است که موجب ارتباطی‌ ناگسستنی با شخصیت تحسین برانگیز او میشود

زیبا کاظمی: بزرگداشت زندگی‌ او و بخاطر سپردن بی‌ عدالتی

بنیاد زیبا کاظمی توسط جمعی‌ از فعالین حقوق بشر تاسیس شده و وبسایت این بنیاد که توسط پسرش استفان کاظمی طراحی شده  حاوی یک گزارش تصویری از زندگی‌ کوتاه اما پر بار این زن سر زنده و پر شور؛ عکسهای بسیار تاثیر گذار خبری‌هنری مربوط به بعضی از سفرهای کاظمی به کشورهای  محروم، و همچنین مجموعه مقالات و گزارش‌های مربوط به قتل رسانیدن او در زندان اوین و سپس مسیر کند و طولانی‌ شکایت خانواده اش در دادگاه عالی‌ کانادا میباشد .

 

تنها صداست که میماند نام تاتر بر اساس زندگی‌ زیبا کاظمی است که با همکاری چند تن از کوششگران و هنرمندان ایرانی‌ و کانادایی در دانشکده تاریخ شفاهی‌ دانشگاه کنکوردیا تهیه شده و در هفته های آخر سپتامبر ۲۰۱۱ دو بار به روی صحنه خواهد آمد. پیشتر یعنی‌ در آوریل ۲۰۱۱ اجرای «صدای» آن  توسط همان گروه در مونترال به اجرا گذشته شد.

 

 

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

طرح نوژه و سیاست‌های ایران

نوژه_نهایی‌

Mark J. Gasirowski: The Nozheh Plot and Iranain Politics complete translation taken from this sourceNojeh Plot

مقاله‌ی بالا  ترجمه‌ای است از نوشته‌ی مارک. جی. گاسیوروسکی، استاد دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه ایالتی لوییزیانا که نخستین بار در مجله‌ی مطالعات خاورمیانه، در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسیده است.نویسنده در این مقاله تلاش کرده است تا از زوایای گوناگون به بررسی طرح «کودتای نوژه»، در نخستین سال پس از انقلاب ۱۳۵۷در ایران بپردازد متن کامل را در فایل پیوست پی‌ دی اف بخوانید. با سپاس از دوست عزیز ارژنگ هدایت برای ویرایش بسیار عالی‌

شام‌گاه ۹ جولای سال ۱۹۸۰ ، چندصد تن از چتربازان شاغل و بازنشسته‌ی ایرانی‌ یگان ویژه‌ی نیروی هوابرد، ‌به بسوی پای‌گاه نیروی هوائی نوژه که در نزدیکی شهر همدان قرار دارد بحرکت در آمدند تا کودتایی را برضد رژیم نوپای اسلامی به انجام برسانند. دولت ایران با آگاهی از این طرح، بسیاری از سربازان چترباز را هنگام ورود به پای‌گاه دستگیر کرد. صدها تن دیگر نیز که متهم به شرکت در این طرح بودند طی‌ روزهای آینده بازداشت شدند، که به سرعت محاکمه و بسیاری از آنها اعدام شدند. طی‌ ماه‌های بعد، حکومت ایران از بیم ارتباط دیگر یگان‌ها با این برنامه، دست به پاکسازی گسترده‌ای در نیروهای مسلح زد. قابل ذکر است که شماری از شرکت کنندگان در طرح کودتای نوژه هرگز توقیف نشدند، و بسیاری هم‌چنان به فعالیت برضد رژیم اسلامی ادامه دادند، هر چند که دیگر هرگز تهدیدی جدی برای آن محسوب نشدند. طرح کودتای نوژه از چند جهت حائز اهمیت است. نخست این‌که رهبران و اکثر شرکت‌کنندگان رده دوم آن بر آمده از دو بخشِ جامعه ایرانی‌ بودند که در مبارزات سیاسی دهه های پیشین دو قطب مخالف با یکدیگر را تشکیل می‌دادند. این دو گروه عبارت بودند از نیروهای مسلح (ارتشیان) و ‌ملی‌گرایان دمکرات سکولار. ارتش، ستون پادشاهی سرنگون شده در انقلاب اسلامی ۱۹۷۸-۷۹ بود، در حالی‌که ملی‌‌گرایان دمکرات سکولار، مخالفان سرسخت آن رژیم بودند. همبستگی‌ و همیاری این دو گروه از جامعه گویای این واقعیت بود که آن‌ها موفق شده بودند در تاریخ جولای ۱۹۸۰ ، بر بی‌ اعتمادی عمیقی که در گذشته آنها را از هم جدا کرده بود، غلبه کنند. .. 

سالوادورآلنده: آخرین گفتار

http://www.youtube.com/watch?v=sZnEKw5pcc8&feature=related
دوستان، مطمئنا این آخرین فرصت من برای مخاطب قرار دادن شما است. نیروی هوایی ایستگاه رادیو «مگالنز» را بمباران کرده است. سخنان من عاری ازتلخی اما توام با ناامیدی است. امیدوارم مجازاتی معنوی برای کسانی که به سوگند خود خیانت کرده اند وجود داشته باشد : سربازان شیلی ، فرماندهان باصطلاح ارشد ، دریاسالار مرینو، که خودش را به سمَت فرماندهی نیروی دریایی منصوب کرده است ، و آقای مندوزا، ژنرال نفرت انگیزی که همین دیروز به دولت قول وفاداری داده، و او نیز خودش را به سمَت ریاست پلیس شبه نظامی منصوب کرده است. با توجه به این حقایق ، تنها چیزی که میتوانم به کارگران بگویم [ این است]: من قصد ندارم استعفا بدهم ! در چارچوب یک گذار تاریخی، من بهای وفاداری به مردم را با جان خود میپردازم. و به آنان خواهم گفت که یقین دارم که بذری را که ما در وجدان بیدار هزاران هزار شیلیا یی کاشته ایم برای همیشه خشک نخواهد ماند. آنها قادرند با نیروی زور بر ما چیره شوند ، اما فرآیندهای اجتماعی را نه با زور و نه با جنایت نمی توان متوقف کرد . تاریخ از آن ماست، و مردم سازنده تاریخند. کارگران کشورم : می خواهم از شما بخاطر وفاداری همیشگیتان بمن تشکر کنم، بخاطر اعتمادتان به مردی که تنها واسطه ای بود برای تمایل شما جهت نیل به عدالت ، مردی که به شما قول داد که به قانون اساسی احترام بگذارد و دقیقن همین کار را کرد. در این لحظه تعیین کننده ، در آخرین لحظه ای که می توانم شما را مخاطب قرار بدهم ، آرزو میکنم از این درس عبرت بگیرید: سرمایه های خارجی ، امپریالیسم ، به همراهی ارتجاع ، فضائی ایجاد کردند که در آن نیروهای مسلح سنت خود را شکست. سنتی که توسط ژنرال اشنایدر آموزش داده شده و مورد تائید فرمانده آرایا بود ، افرادی که قربانیان همان بخش اجتماعی هستند که امروز امیدوارند بتوانند با کمک های خارجی موفق به بازیابی قدرت و لذا ادامه دفاع از منافع و امتیازات خود شوند

My friends, Surely this will be the last opportunity for me to address you. The Air Force has

ادامهٔ این نوشته را بخوانید